قهوه دم کردم بیا ... فردا و فرداها نکن
من همین امروز نگه کردم به تقویم ... وقت نیست
شاید از فردا سخن گفتن برایت ساده است
بهتر است امروز لباس مهر بپوشیم ... وقت نیست
قهوه دم کردم ... بیا ... تلخ است تو شیرینش نما
وارهان این قهوه را از بند تحریم ... وقت نیست
قهوه هم درگیر عشق ساده ی ممنوعه است
تلخی از جانش به طعمش گشته تعمیم ... وقت نیست
قهوه دم شد ... استکانی هم برای من بریز
جای قهوه بهتر است باهم بجوشیم ... وقت نیست
قهوه می نوشم کنار چشم تو ... دنیای تو
با نگاهت می کنم همواره ترسیم ... وقت نیست
ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44