شعری زیبا از بانوی شاعر خانم گیتا منصوری

خرید بک لینک
Gita Mansouri
Just now ·
ببار باران
ببار اینک
که جمعی از من وما..
نه , ز ما بهتر تر و بهتر ادمی
در زیر اوارند
ببار باران که مردم شهر بس سوگوارانند
واینک در خیابان ها به زور رنج
زنی اواره و مست از نگون بختی
چه بیمارست
به شهر کوچک و لعنت زده مان چه سرها ,از زور بیچارگی ,بالای دارند
ببار باران
ببار با غرش خشمین رعد اسمانها
که برقش میفروزد ,دل غمگین مارا به تیری و
در این وادی لعنت بار بووگندو
چه بیناموس گشته غیرت مردان
که زنها از سر عصیان برهنه در خیابانها ی نا محرم رهایند
ببار باران من دیوانه اینک, با مشتی لغت سر در گریبانم
که از اتش رهانم این دل غمباره ملولم را
ولیکن..
نمیگردد عذابم ..خاموش باهیچ بارانی
که مردی را سیه چرده بدیدم
در کنار جوی ابی دی
که درد فقر میفروشد
و ناله میدهد سر که...
خدایا پس کجایی؟
زن و فرزند , نامانده برایم
ز بس که دیو خماریها
به یغما برد دین و ایمان و خدایم را..
و انها را به مشتی کوکنار بی مروت
در حراجی بی نظیر بر باد دادم من
خدایا داد از این بیداد
خدایا داد از این بیداد
ببار باران که صدها چشم بیخواب است
برای قطره ای اشک لرزان تو , تن و دین میدهند اینک
برا ی سوگواری مرگ انساانیت مغفول
گمانم ان بالا ,تو هم ناظر بر این رنجی
که میباری بدون وقفه و بی مکث
و شاید باز خواهی بر کنی از ریشه این بیداد را با سیل خروشانت
من اینک کمی هستم و شاید نیستم اینک
تو باشو دلبری کن از صداهای به اشک الوده ان اسمان جل های بی ماوا
ببار باران اگر چه ..
هیچ سیلی هم نمی شوید
فساد و رنج و نامردمی ها را
از این شهر کوچک و بدبخت
اما بظاهر بزرگ ما مردم مسکین
ببار باران .
گیتا منصوری :چهارده ااردیبهشت نودو شش
پ . ن :امروز دختری برهنه در خیابانهای شهرما قدم میزد شرم باد بر این روزگار کج مدار که انسانها را به مرز جنون کشانده است
عکس او خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 8:30

صفحه بندی