خرید بک لینک
ای دل غمزده ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام بی سب نیست که دل نام نهادند ترا هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام هستی عالم توانایی همه از خاک و گلند همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام خانه ای در قفس سینه ترا ساخته اند بنگر این خانه که باغیست پر از تاک سلام می از آن نوش مرا غصه فراموش کنم غصه می آورد این می می غمناک سلام جلیل چرخی(پائیز) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 14:28

Gita MansouriJust now · ببار بارانببار اینککه جمعی از من وما..نه , ز ما بهتر تر و بهتر ادمیدر زیر اوارندببار باران که مردم شهر بس سوگوارانندواینک در خیابان ها به زور رنجزنی اواره و مست از نگون بختی چه بیمارستبه شهر کوچک و لعنت زده مان چه سرها ,از زور بیچارگی ,بالای دارندببار بارانببار با غرش خشمین رعد اسمانهاکه برقش میفروزد ,دل غمگین مارا به تیری ودر این وادی لعنت بار بووگندوچه بیناموس گشته غیرت مردان که زنها از سر عصیان برهنه در خیابانها ی نا محرم رهایندببار باران من دیوانه اینک, با مشتی لغت سر در گریبانم که از اتش رهانم این دل غمباره ملولم راولیکن..نمیگردد عذابم ..خاموش باهیچ بارانیکه مردی را سیه چرده بدیدمدر کنار جوی ابی دیکه درد فقر میفروشد و ناله میدهد سر که...خدایا پس کجایی؟زن و فرزند , نامانده برایمز بس که دیو خماریها به یغما برد دین و ایمان و خدایم را..و انها را به مشتی کوکنار بی مروتدر حراجی بی نظیر بر باد دادم منخدایا داد از این بیدادخدایا داد از این بیدادببار باران که صدها چشم بیخواب استبرای قطره ای اشک لرزان تو , تن و دین میدهند اینکبرا ی سوگواری مرگ انساانیت مغفولگمانم ان بالا ,تو هم ناظر بر این رنجیکه میباری بدون وقفه و بی مکثو شاید باز خواهی بر کنی از ریشه این بیداد را با سیل خروشانتمن اینک کمی هستم و شاید نیستم اینکتو باشو دلبری کن از صداهای به اشک الوده ان اسمان جل های بی ماواببار باران اگر چه ..هیچ سیلی هم نمی شوید فساد و رنج و نامردمی ها رااز این شهر کوچک و بدبخت اما بظاهر بزرگ ما مردم مسکینببار باران .گیتا منصوری :چهارده ااردیبهشت نودو ششپ . ن :امروز دختری برهنه در خیابانهای شهرما قدم میزد شرم باد بر این روزگار کج مدار که انسانها را به مرز جنون کشانده اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 8:30

وای، باران؛ باران؛شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من میگوید : گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبی، پر مرغان صداقت آبی ست دیده در آینه صبح تو را می بیند . از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پرو بال . تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان ادامه مطلب

برچسب: شیشه,پنجره,باران,شست, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

سكه يك رو شادي و يك رو غم است
تا نيفتد پشت و رويش مبهم است

عشق شيرين است، اما عشق من !
ميوه هاي ِ تلخ و شيرين درهَم است

طعم خرمايي كه گاهي مي خورم
تلخي ِ پس لرزه ي شهر ِ بم است

هيچ مي داني چرا عاشق شدم ؟
چون دلم حس كرد يك چيزي كم است

موج پشتش از غم زخمي كه خود
مي زند بر پيكر ِ دريا خَم است

زخم هاي تازه گاهي وقت ها
روي ِ زخمي كهنه مثل ِ مرهم است


فكر مي كردم كه آدم مبتلا ست
عشق اما مبتلاي آدم است !

برچسب: سکه,شادی,است, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام بی سب نیست که دل نام نهادند ترا هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام هستی عالم امکان همه از خاک و گلند همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام خانه ای در قفس سینه ترا ساخته اند بنگر این خانه که باغیست پر از تاک سلام می از آن نوش مرا غصه فراموش کنم غصه می آورد این می می غمناک سلام جلیل چرخی(پائیز) ادامه مطلب

برچسب: غمزده, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

دلگیرم

از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن

منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس لطفا قضآوتم نکن…

برچسب: قضآوتم,نکن, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06


خواهم به فدای دلت ای يار بميرم
صد جام شراب خورده خمار بميرم

از جام لبت نوش کنم جرعه نابی
درمستی اين بوسه دو صد بار بميرم

در خانه خود گر ندهی بازجوابم
يک بار ترا بينم و صد بار بميرم

چشمان من و خانه ی دل جمله فدايت
ازمستی عشقت دو سه صد بار بميرم

درمکتب عشق تو بياموزم من ساده دلی را
بنما رخ و بگذار که با خاطر بيدار بميرم

برچسب: نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 9:19

تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...خوب بلد بودی شبیه آدم هایی بشوی که دوست داشتن را بلدند...آنقدر تظاهر کردی به عاشقی که....من که هیچ، خودت هم این نقش بازی کردن ها را باور کردی...باور کردی و فکر کردی که این دفعه واقعا عاشق شدی!!!!تو جدی جدی نقش بازی میکردی و من جدی جدی عاشقت می شدم ...وقتِ اثبات عشق که رسید، جا زدی...تو جا زدی و من جا خوردم...از من گذشتی و گذشته دست از سر من برنداشت...بالاخره شاید یک روزی هم از راه برسد که تو جدی جدی عاشق بشوی و او جدی جدی وسط ماجرا جا بزند...ادامه مطلب

برچسب: تو خیلی خوبی,تو خيلي خوبي,تو خیلی خوبی عزیزم,تو خیلی خوبی به انگلیسی,تو خیلی خوبی شعر,خدایا تو خیلی خوبی,دیر شناختمت تو خیلی خوب بودی,تو منو میخوای خیلی خوب,اس ام اس تو خیلی خوبی,تو ده بالا هوا خیلی خوبه, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 9:19

چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغضجواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟تو ناسروده ترین بیت فال من شده ایچقدر لکنت شب گریه را مجاب کنمخدا نکرده مگر بی خیال من شده ایهنوز نذر شب جمعه های من اینستکه اتفاق بیفتد حلال من شده ایکه اتفاق بیفتد کنارتان هستمبرای وسعت پرواز بال من شده ایمیان بغض و تبسم میان وحشت و عشقتو شاعرانه ترین احتمال من شده ایمرا به دوزخ بیداریم نیازی نیستعجیب خواب قشنگی ست مال من شده ایادامه مطلب

برچسب: چقدر خواب ببینم که مال من شده ای,چقدر خواب ببینم که مال من,چقدر خواب ببینم که مال من شده,چقدر خواب ببینم که مال من شده ایی,چقدر خواب ببینم که مال,چقدر خواب ببینم که مال من شده ای از کیست,چقدر خواب ببينم كه مال من شده اي,چقدر خواب ببینم که مالِ من باشی, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 2:58

دل من حوصله کن عشق معما دارد
او که بشکسته تو را شوق تماشا دارد

عشق تو رفته و دیگر اثری از او نیست
چشم تو در پی او خواهش بی جا دارد

گوش کن ناله نی را به غزل خوانی من
غزلم دم به دم آوای تبرا دارد.....

دل معشوقه ندانست دمی قدر تو را...!
که نفس های تو گرمای مسیحا دارد....

سالها مردم این شهر به من می گویند..
دل تو طاقت بسیار و شکیبا دارد ....

تو شکستی وتورنجیدی و پژمرده شدی
زچه رو چشم تو هم میل تمنا دارد ...؟؟


علیرضا محمدی

برچسب: دل من حوصله کن,دل من حوصله كن,دل من حوصله کن داد زدن ممنوع,دل من حوصله,دل من حوصله کن سیمین بهبهانی,شعر دل من حوصله کن, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 16:30

گفتنیهایی به دل دارم نمیگویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمیگویم به تو جان من، با تو هزاران دردِ دل دارم ببینآنقدر تلخی که اسرارم نمیگویم به تو سالها گفتم غزل از شور و شیدایی ولیاز دلیل بغضِ اشعارم نمیگویم به تو کمترین تدبیر دل را مُهر باطل میزنیصد گره افتاده در کارم نمیگویم به تو گفته بودی صحبت از عشق و وفا هرگز مگولب مچین دیگر که افکارم، نمیگویم به تو اینهمه قهر و غضب حالم چه میپرسی بروکم کن این بیهوده آزارم، نمیگویم به تو با قساوت هر چه میخواهی بگو تکرار کنگفتنیهایی به دل دارم نمیگویم به تو..ادامه مطلب

برچسب: گفتنی هایی به دل دارم نمی گویم به تو, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 16:30

من به یک دروغ زنده بودم!
حال فهمش آسان تر است
یک "دوستت دارم" خشک و خالی
که از فراز لبان سختگیر تو گذشته باشد...
به چه فکر میکردی؟
نقشه ات چه بود؟
"اندکی بازی اش دهم"؟
گرگم به هوا نبود،
بحث مرگ و زندگی ام!
و تو این را خوب میدانستی...
خوب میدانستی
که من،
زندگی با یک دروغ را
به مرگ با یک رویا
ترجیح میدادم...

برچسب: من به یک احساس خالی دلخوشم,من به یک آینه,من به یک سیب خشنودم,من به یک پری نیازمندم,من به یک پری نیاز دارم,من به یک مشاور نیاز دارم,من به یک لیلی محتاجم,من به یک خانه می اندیشم,من به یک هکر نیازمندم,من به یک دیدار نادانت کنم, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 9:47

شب را
تا صبح
مهمان کوچه های بارانی
خواهم بود

و برگ برگ دفتر غمگینم را،
در باران
خواهم شست

آنگاه شعر تازه ام را
که شعر شعرهایم خواهم بود

با دستهای شاعرانه ی تو
بر دفتری که خالیست
خواهم نوشت

حسین منزوی

برچسب: شب تا صبح بیدارم خیلی دوسش دارم,شب تا صبح,شب تا صبح بیدارم,شب تا صبح ایرانسل,شب تا صبح مکالمه رایگان ایرانسل,شبها تا صبح میشنوم صداتو, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 17:29

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که همانم، چه کنم! شعله ی سرکش یک حادثه در چشم شماآتشی بود که افتاد به جانم، چه کنم! روز و شب دور تو می گردم و لیلای توامدف بزن! من که سراپا هیجانم، چه کنم حس یک عاشق دل مُرده که تنها شد و رفتقصد دارد ببرد تاب و توانم، چه کنم! پشت هر خاطره ای آب بپاشم، بروددل، از این خلوت پر غم نَرَهانم، چه کنم! من همان کوه غرورم که سپردی به خداندهد زلزله ای سخت تکانم، چه کنم! عاقبت مال دلم می شود آن چشم سیاهحال بی چشم تو، بی نام و نشانم، چه کنم....ادامه مطلب

برچسب: دست من نیست مرتضی پاشایی,دست من نیست تموم زندگیم تویی,دست من نیست,دست من نیست هر روز میگم,دست من نیست اشوان,دست من نیست فکرم سمتت میره,دست من نیست حس و حالم,دست من نیست پاشایی,دست من نیست محسن چاوشی,دست من نیست میگم دوستت دارم, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 17:29

سکوت:
....برای بودنت میمانم
وبرای دیدنت میمیرم
باش تا بمانم
و بمان تا نمیرم

دریا بسیار است
اما
غرق شدن در چشمان تو
مرا عادت شده ......

دوست داشتنت
هوس نیست
که باشد یا نباشد
نفس است
تا باشم
تا باشی .......

من؛
قلب خاکی ام را
سنگ فرش
قدم هایت میکنم .....
من؛
هر روز
عاشقانه تر می نویسم
تا همه تب کنند
در حسرت داشتن
معشوقه ای
شبیه تو ...

برچسب: سکوت بره ها,سکوت عشق,سکوت میکنم,سکوت محسن یگانه,سکوت سرد,سکوت شب,سکوت چت,سکوت تلخ,سکوت سازمانی,سکوت بابک جهانبخش, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 3:01

صفحه بندی