ای دل غمزده - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 14:28
ای دل غمزده ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام بی سب نیست که دل نام نهادند ترا هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام هستی عالم توانایی همه از خاک و گلند همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام خانه ای در قفس سینه...
شعری زیبا از بانوی شاعر خانم گیتا منصوری - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 8:30
Gita MansouriJust now · ببار بارانببار اینککه جمعی از من وما..نه , ز ما بهتر تر و بهتر ادمیدر زیر اوارندببار باران که مردم شهر بس سوگوارانندواینک در خیابان ها به زور رنجزنی اواره و مست از نگون بختی چه بیمارستبه شهر کوچک و لعنت زده مان چه سرها ,از زور بیچارگی ,بالای دارندببار بارانببار با غرش خشمین ر...
شیشه پنجره را باران شست - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:06
وای، باران؛ باران؛شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در ر...
سکه یک رو شادی و یک رو غم است - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:06
سكه يك رو شادي و يك رو غم استتا نيفتد پشت و رويش مبهم است عشق شيرين است، اما عشق من !ميوه هاي ِ تلخ و شيرين درهَم است طعم خرمايي كه گاهي مي خورمتلخي ِ پس لرزه ي شهر ِ بم است هيچ مي داني چرا عاشق شدم ؟ چون دلم حس كرد يك چيزي كم است موج پشتش از غم زخمي كه خودمي زند بر پيكر ِ دريا خَم است زخم هاي تازه ...
ای دل غمزده - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:06
ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام بی سب نیست که دل نام نهادند ترا هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام هستی عالم امکان همه از خاک و گلند همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام خانه ای در قفس سینه ترا ساخته اند...
قضآوتم نکن - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:06
دلگیرم از دنیآ و روزگآرش از بی کسی هآ و سکوت هآ! این منم که اینگونه خسته ام منی که همیشه خوب بودم و خندآن منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل! نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم! چون “تـو”، “من” نیستی! پس لطفا قضآوتم نکن…
خواهم به فدای دلت.... - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 9:19
خواهم به فدای دلت ای يار بميرم صد جام شراب خورده خمار بميرم از جام لبت نوش کنم جرعه نابی درمستی اين بوسه دو صد بار بميرم در خانه خود گر ندهی بازجوابم يک بار ترا بينم و صد بار بميرم چشمان من و خانه ی دل جمله فدايتازمستی عشقت دو سه صد بار بميرم درمکتب عشق تو بياموزم من ساده دلی را بنما رخ و بگذار که ب...
تو خیلی خوب بلد بودی.... - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 9:19
تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...خوب بلد بودی شبیه آدم هایی بشوی که دوست داشتن را بلدند...آنقدر تظاهر کردی به عاشقی که....من که هیچ، خودت هم این نقش بازی کردن ها را باور کردی...باور کردی و فکر کردی که این دفعه واقعا عاشق شدی!!!!تو جدی جدی نقش بازی میکردی و من جدی جدی عاشق...
چقدر خواب ببینم که..... - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 2:58
چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغضجواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟تو ناسروده ترین بیت فال من شده ایچقدر لکنت شب گریه را مجاب کنمخدا نکرده مگر بی خیال من شده ایهنوز نذر شب جمعه های من اینستکه اتفاق بیفتد حلال...
دل من حوصله کن عشق معما دارد - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:30
دل من حوصله کن عشق معما دارداو که بشکسته تو را شوق تماشا دارد عشق تو رفته و دیگر اثری از او نیستچشم تو در پی او خواهش بی جا دارد گوش کن ناله نی را به غزل خوانی منغزلم دم به دم آوای تبرا دارد..... دل معشوقه ندانست دمی قدر تو را...!که نفس های تو گرمای مسیحا دارد.... سالها مردم این شهر به من می گویند.....
گفتنی هایی به دل دارم.... - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:30
گفتنیهایی به دل دارم نمیگویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمیگویم به تو جان من، با تو هزاران دردِ دل دارم ببینآنقدر تلخی که اسرارم نمیگویم به تو سالها گفتم غزل از شور و شیدایی ولیاز دلیل بغضِ اشعارم نمیگویم به تو کمترین تدبیر دل را مُهر باطل میزنیصد گره افتاده در کارم نمیگویم به تو گفته بودی صحبت از عشق ...
من به یک دروغ زنده بودم.... - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 9:47
من به یک دروغ زنده بودم!حال فهمش آسان تر استیک "دوستت دارم" خشک و خالی که از فراز لبان سختگیر تو گذشته باشد...به چه فکر میکردی؟نقشه ات چه بود؟"اندکی بازی اش دهم"؟گرگم به هوا نبود،بحث مرگ و زندگی ام!و تو این را خوب میدانستی...خوب میدانستیکه من،زندگی با یک دروغ رابه مرگ با یک رویاترجیح میدادم...
شب را تا صبح.... - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:29
شب را تا صبح مهمان کوچه های بارانی خواهم بود و برگ برگ دفتر غمگینم را، در باران خواهم شست آنگاه شعر تازه ام را که شعر شعرهایم خواهم بود با دستهای شاعرانه ی تو بر دفتری که خالیست خواهم نوشت حسین منزوی
دست من نیست اگر دل نگرانم... - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:29
دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که همانم، چه کنم! شعله ی سرکش یک حادثه در چشم شماآتشی بود که افتاد به جانم، چه کنم! روز و شب دور تو می گردم و لیلای توامدف بزن! من که سراپا هیجانم، چه کنم حس یک عاشق دل مُرده که تنها شد و رفتقصد دارد ببرد تاب و توانم، چه کنم! پشت هر خاطره ای آب بپا...
سکوت..... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 3:01
سکوت:....برای بودنت میمانم وبرای دیدنت میمیرم باش تا بمانم و بمان تا نمیرم دریا بسیار است اما غرق شدن در چشمان تو مرا عادت شده ...... دوست داشتنت هوس نیست که باشد یا نباشد نفس است تا باشم تا باشی ....... من؛ قلب خاکی ام را سنگ فرش قدم هایت میکنم ..... من؛ هر روز عاشقانه تر می نویسم تا همه تب کنند در...
پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 5:04
پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ... هوارم بزنید باد هم آگهـــی مرگ مرا خواهد بردبنویسید که: "بد بودم" و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم ... سیر شدمپنجـــه در هر چه کـه من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!خبـــر مرگ مرا طعنــــه به یــــارم بزنید آی! آنها!...
بماند که ندارمت... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:25
حسین میرمحمدی:بماند که ندارمت بماند که هنوز دلم برایت تنگ است بماند که تکه ای از تو در من مانده بماند که شب ها بی قرارت می شوم بماند که هنوز دلم می خواهدت بماند که بی تو فقط زنده ام بماند که هنوز وقتی باران می بارد صدایت در گوشم می پیچد بماند که نیستی تا آرامم کنی بماند که نمی توانم از ذهنم بیرونت ک...
بر کدام جنازه زار می زند این ساز.... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:22
بر کدام جنازه زار می زند این ساز؟برکدام مرده ی پنهان می گرید این سازِ بی زمان؟در کدام غاربر کدام تاریخ می موید این سیم و زِه، این پنجه ی نادان؟ بگذار برخیزد مردمِ بی لبخندبگذار برخیزد! زاری در باغچه بس تلخ استزاری بر چشمه ی صافیزاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ استزاری بر شراعِ بلندِ نسیمزاری بر سپیدارِ سب...
به آدمها نباید زیاد نزدیک شد..... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:19
به آدمها نباید زیاد نزدیک شد… آدمها با ابهاماتشان زیباترند.با چیزهایی که در موردشان نمی بینیم و نمی دانیم دوست داشتنی ترند… به شناختشان در حدی که "می خواهند"، باید رضایت داد چون شناختِ بیشتر در هر صورت ناامیدکننده خواهد بود. می شود برای شناخت یک آدم زمان گذاشت و همه ی ابعاد روحش را کشف کرد، می شود و...
قهوه دم کردم بیا.... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:10
قهوه دم کردم بیا باهم بنوشیم ... وقت نیستبهر شادی های دل هامان بکوشیم ... وقت نیست قهوه دم کردم بیا ... فردا و فرداها نکنمن همین امروز نگه کردم به تقویم ... وقت نیست شاید از فردا سخن گفتن برایت ساده استبهتر است امروز لباس مهر بپوشیم ... وقت نیست قهوه دم کردم ... بیا ... تلخ است تو شیرینش نماوارهان ا...

برچسب‌های مرتبط

تو خیلی خوبی | تو خيلي خوبي | تو خیلی خوبی عزیزم | تو خیلی خوبی به انگلیسی | تو خیلی خوبی شعر | خدایا تو خیلی خوبی | دیر شناختمت تو خیلی خوب بودی | تو منو میخوای خیلی خوب | اس ام اس تو خیلی خوبی | تو ده بالا هوا خیلی خوبه