
سكه يك رو شادي xa0و يك رو غم استتا نيفتد پشت و رويش مبهم است عشق شيرين است، اما عشق من !ميوه هاي ِ تلخ و شيرين درهَم استxa0طعم خرمايي كه گاهي مي خورمتلخي ِ پس لرزه ي شهر ِ بم است هيچ مي داني چرا عاشق شدم ؟xa0چون دلم حس كرد يك چيزي كم است موج پشتش از غم زخمي كه خودمي زند بر پيكر ِ دريا خَم استxa0 زخم هاي تازه گاهي وقت هاxa0روي ِ زخمي كهنه مثل ِ مرهم است فكر مي كردم كه آدم مبتلا ستعشق اما مبتلاي آدم است ! ...
ادامه مطلب